تبليغاتX
ساویر

ساویر

خودکشی

نمیدونم چطوری نابودش کنم.وبلاگو میگم دیگه.ولی نابود نمیشه.سخته واقعا سخته.شاید اینجوری باشه بهتره.شما بگید چطوری.دیگه برای کسی اهمیت ندارم.سها تفنگو گذاشت بیخ گلوم.نیگا کنید.لطفا بگید چطوری خودمو بکشم.

تصویر شماره ی ۱:

سها تفنگو گذاشت خودم درخواست کردم ولی بهم گفت قاتل نیستم و رفت.

تصویر شماره ی ۲:

سارا این روش رو بهم معرفی کرد.ولی گفت من قاتل نیستم خودت انجامش بده و رفت.

تصویر شماره ی ۳:

شاید این بهتر باشه.اینم نظر علیه ولی گفت من انجامش نمیدم و رفت.همشون رفتن و گفتن من قاتل نیستم ولی همه ی راه ها رو یادم دادن.

تصویر شماره ی ۴:

اینم نظر خودمه.یکی منو بکشه.خداحافظ دوستان من.منم از لینکاتون پاک نکنید میخوام تا ابد زنده بمونم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/01/05ساعت   توسط ساویر  | 

یک سری چیز

فکر کنم همه ماهی خریدید ولی این ماهی فرق داره نیگا کنید:

یا همه عروسک ها فرق دارند ولی اینو نیگا:

 

یا همه گربه ها فرق دارند ولی:

چقدر مظلومه

ولی این با بقیه فرق فوکوله:

و در نهایت منم از این وبلاگ میرم ولی یادم از یادها نمیره

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/04ساعت   توسط ساویر  | 

کاریکاتور

برای تنوع هم میخوام یک سری کاریکاتور بزارم:

شاید در آینده ای نزدیک این وبلاگ حذف بشه

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/03ساعت   توسط ساویر  | 

چهارشنبه سوری

همه چی از اینجا شروع شد.سه شنبه شب بود که من به همراه خانواده رفته بودیم ترقه بزنیم و به این صورت هم مبارزه کنیم و هم آخرین چهارشنبه ی سال را بدر کنیم.همه ی بدبختی هایمان از این موجود ریز شروع شد.عکسشو ببینین:

اومدیم این مواد محترقه رو بترکونیم عکسشو ببینید:

که دست خانواده ی ما اینجوری شد:

لحظه ی دردناکی بود.قیافه ی داداشم از طبیعی به غیر طبیعی رسید نگاه کنید این قیافه ی طبیعی داداشمه.لباس نارنجیه:

View Full Size Image

اینم قیافه ی غیر طبیعی داداشم:

بعد هی ریز شد و ریز شد و ریز شد تا دیگه دیده نشد این داداشم روی سرامیک خونمون:

بعد بردیمش دکتر و دکتر دارویی داد تا بزرگتر بشه و وقتی کمی بزرگتر شد بستیمش تا کاملا خوب بشه:

الان هنوز که هنوزه داداشم به حالت طبیعی برنگشته.فقط داداشم که نیست عمه ام هم باد کرده:

عکس های دیگه ی داداشم:

سارا جون منو ببخش که عکس های داداشمو از وبت برداشتم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/12/28ساعت   توسط ساویر  | 

عکس های پدر 13 ساله

عکس های پدر ۱۳ ساله:

الفی و دخترش:

چنتل و الفی و میسی:

چنتل و میسی و مادرش:

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/25ساعت   توسط ساویر  | 

قمه زدن

سلام دوستان عزیز حالتون که خوبه.امیدوارم خوب باشید مرسی که به من نظر نمیدیدخیلی ممنون از لطف شماخواستم یه مطلب بزارم دیدم نزارم بهتره.میخواستم از سرگذشت خونین بابای بابام تعریف کنم ولی دیدم خوب نیست بگم که چی کارا کرده مگه من فضولم؟این مطلب درباره ی شیعه هاس و شما باید قضاوت کنید باشه؟خوب صادقانه قضاوت کنید چون دلخراش ترین عکسی است که شما میبینید.دیگه زیادی حرف نزنم:زن شیعه درحال قمه زدن بچه ی خود چی بگم منمیتونم گریه کنم            See full size image                                                            

تو رو خدا نظراتونو راجع این دو تصویر بنویسید.GOOd Bye

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/20ساعت   توسط ساویر  | 

عکس به عکس کارتونی

سلام دوستان عزیز من که اصلا نظر نمیدینخیلی نامردین که نظری نمیدین چی میشه یه صفحه باز کنی و نظر خودتو بدی هان؟خوب بگذریم.تا حالا عکس خودتونو به عکس کارتونی تبدیل کردین؟خوب این سایت این امکان رو بهتون میده:تبدیل عکس به عکس کارتونی

اول شما میرید تو سایت از این لینکی که دادم وقتی کلیکیدید درون آشپز خانه میرید و یه چایی برای خودتون میریزید.ترجیحا چای ترش با گل گاو زبان باشه تا اعصاب آرامی داشته باشید البته دیل آپی ها باید غصه بخورند خلاصه درون سایت که شدید روی لینکget started now کلیک میکنید.صفحه ای جدید باز میشه که یه عالمه عکس سگ باز میشه.این عکسهای سگ همون عکس های شماست.افکت هرکدوم مناسب تر بود اونو انتخاب کنید.صفحه ای جدید باز میشه که برای آپلود هستش.شما عکس کامپیوتر را انتخاب میکنید و عکس مورد نظر را انتخاب میکنید.صفحه ی جدید برای کارتونی کردنه پس شما اسکیپ ادیتینگ را انتخاب میکنید.حالا باید عکس کارتونی را سیو کنید به این منظور روی کلمه ی سیو کلیک کنید و سپس نام انتخابی را برای این عکس بی نظیر انتخاب کنید باشد که حتما جا و مکان را انتخاب کرده باشید سپس پنجره را ببندید و به من نظر بدید.امیدوارم باحال باشه.اینم عکس خودم که کارتونی شده

عکس من                                                                                

View Full Size Image     

کارتونی شدم                                                                      View Full Size Image       

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/19ساعت   توسط ساویر  | 

دیگر و هرکول

سلام دوستان من.امروز عجایب ۱۰۰گانه!!!را آپ کردم.یک اسب خرس گنده و یک سگ خرس گنده ترچی کار کنم خندم بند نمیادخوب دیگه لوس بازی بسه عکسو داشته باش:

Digger the Clydesdale becomes Britain's biggest horse

اسب یک متر و نود و هشت سانتی متری از نژاد اسکاتلندی در حال حاضر بزرگترین اسب انگلستان شده است و این در حالی است همچنان  رشدش ادامه دارد ..بلندی این اسب نوجوان که  Digger نام دارد با احتساب سرش به ۲ مترو ۷۵ سانتی متر می رسد .

و حالا هرکول بزرگ ترین سگ دنیا:

هرکول  دوساله ۱۲۸ کیلوگرم وزن داشته و طبق گفته صاحبش در هفته حدود ۴۵ کیلوگرم گوشت گوساله و چندین گالن شیر بز می خورد و  انتظار میرود تا دو سال اینده به رشدش ادامه دهد .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/18ساعت   توسط ساویر  | 

تم باحال

سلام دوستان امروز یک تم باحال براتون گذاشتم که گوشیهای زیر را ساپورت میکند عکس تم هم آخر ببینید:

این تم مدل های زیر را ساپورت میکند:

Lenovo :  P930

Nokia  : 3230,   6260,   6600,   6620,   6630,   6670,   6680,   6681,   6682,   7610,   N70,   N72

Panasonic  : X700

Samsung :  SGH-D720,   SGH-D730,   SGH-Z600

دانلود این تم:تم ماشین خیلی باحال حتما دانلود کنید

mashin

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/17ساعت   توسط ساویر  | 

مدرسه ی لعنتی

سلام دوستان من این قسمت تازه تاسیس شده به نام بدبختی های مندوستان من به قول ساسان مدرسه دیوونه خونس.این مطلبو میدونستم ولی بهم ثبت نشده بود امروز ثبت شد.بغل دستی من از اون تنکابنی های...است که حالم ازش بهم میخوره.یه بار زدم تو دماغش. دماغش پر خون شد خلاصه......

این احمق الاغ....رفت هممون رو لو داد.ما هم که مثبتیمو هیچ چیز غیر اخلاقی توی گوشی هامون نیست و اصلا اینجور چیزها رو من ساپورت نمیکنم.خلاصه این کله ماهی یکی رو لو داد که خودم ساپورتش می کردم اونم رفته گفته که من بهش  دادم.منو بردن دفتر ولی از آن جا که عقلم خوب کار میکنه قبلش گوشیمو دادم به یه دوست مطمئن.میخواستن نامردا تو شرتمم بگردن ولی خودشونو خسته کردن و هیچ چیز پیدا نکردن.چون سابقه ی من پیش خادم(ناظم باحال مدرسه پایه ی سوم)افتضاحه اگه گوشی داشتم مامانو بابام باید میومدن تعهد میدادن.آخر که زنگ خونه خورد و عین زندانی ها آزاد شدیم رفتم گوشیمو گرفتم و اون کله ماهی میخواست منو بترسونه گفت:

وایییییی هونام گوشیتو گرفتنپیشه مدیرهولی من با خونسردی گوشیمو بهش نشون دادم و گفتم:

کله ماهی جان هنوز یه هفته نشده که زدم تو  دماغت.نزار یه قوزه دیگه رو اون قوزه در بیادهااونم قیافش اینجوری شدو با رفیقم پدرام رفتیم به نگاه کردن فیلم

خیلی مطلب باحالی بود نه نظرتونم بگین.همینجا از داییم هم معذرت خواهی میکنم 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/15ساعت   توسط ساویر  | 

قالب وبلاگ برای کاربران بلاگفا



سلام دوستان من بازم اومدم.۴ تا نظر دادین ولی اشکال نداره.من این قالبو برای تمام کاربران بلاگفا گذاشتم.عکسشم اینجا ببینید:قالب وبلاگ اگه نظر بدید تم هم میزارم.کدشم اون بالاست
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/12/14ساعت   توسط ساویر  | 

بازم عکس

سلام دوستان.امروز باز هم اومدم بابا نظر بدین دیگه.بی نظر از اینجا نرین.چون نظرا به ۴ تا هم نرسید من بازم عکس میزارم.در پست بعدی اگه نظرا ۵ تا شد یک قالب بسیار زیبا میزارم برای کاربران بلاگفا!!!فعلا عکس ببینید تا نظرا زیاد شه.برای دیدن عکس های نانسی عجرم به اینجا برید:

 عکس های نانسی عجرم

برای دیدن عکس های زفیرا به اینجا برید.حتما اینو ببینید.خیلی قشنگه هیچ کدومتونم ندیدینش:

عکس های زفیرا

برای دیدن عکس های اونجلین لیلی اینجا برید.اینم قشنگه:

عکس های اونجلین لیلی

خوب کدومش بهتر بود.من میگم همه رو دیدی زفیرا رو ندیدی زندگیت بر فناست.البته یه دونه بیشتر نیست حتما نظر بدین.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/13ساعت   توسط ساویر  | 

فعلا عکس

سلام دوستان.ملاحضه نمودم که هیچ علاقه ای به پست هایم نشان نمیدهید.تصمیم گرفتم از این به بعد یه سری کلیپ قشنگ بزارم(فکر کنم منظورمو از قشنگ بفهمین)پس لطفا نظر بدین.فعلا چند تا عکس ببینین.راستی حداکثر نظرها باید ۱۰ تا باشه.

 

نیکول کیدمن

 

چرا تقصیر من میندازی؟خودش حاضر شده عکس بندازه.

 

اینم که همه میشناسن.همه چی مشخصه نیاز به توضیح نیست

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/12ساعت   توسط ساویر  | 

عکس خودم

سلام گفته بودم که میخوام عکس خودمو بگذارم خوب اینم عکس خودم:

خوب به قول خودم عمل کردم شما هم عکس خودتونو بدین دیگه(کدشو بگذارید)یا اگه روتون نمیشه بزارید نظر خصوصی.

همانطور که همه میدونید وبلاگ برادرم هک شد و از لیست پیوندهایم پاک شد.هرکی میخواد یه نظر بده بگه میخوام جای برادرتو بگیرم سومین نفر لینک میشه.از این بهتر چی میخوای دیگه ولی باید منو لینک کنید.اگه لینک نکردید و اومدین گفتید توسط من هک میشید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/11ساعت   توسط ساویر  | 

مهار کردن جن در جنگل!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سلام دوستان باز هم من اومدم.کلیپی که امروز توسط من فراهم آمده کلیپی درباره ی مهار کردن جن در جنگل تاریک و سیاه است.این جنه خیلی خود نمایی میکنه.خلاصه کلیپ خوبیه اگه شما هم کلیپ خواستید فقط یک نظر بدید تا من فراهم کنم.دیگه حرف اضافه نزنم.

مهار کردن جن در جنگل

در پست بعدی میخواهم تصاویری از خودم بگذارم.راستی میدانستید که تصمیم دارم هیچ وقت ازدواج نکنم؟خوب این امر طبیعی است.من میخوام دزد بشم و نمیخوام خانواده ای رو بدبخت و بیچاره کنم.ولی فراموش نشه من آدم هوس بازیم.(به بابا بزرگام رفتم)

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/10ساعت   توسط ساویر  | 

چگونه جذاب شویم؟

جذابیت چیزی سوای زیبای است. شخصی می تواند زیبا باشد ولی هرگز جذاب نباشد و همچنین می تواند جذاب باشد ولی زیبا نباشد طرز سلوک آدمی انتخاب لباسها , حالت های روانی و ....در این امر, موقت است.اگر می خواهید فردی موفق و نافذ در قلب ها باشید و از موفقیت لذت ببرید نخست باید با خودتان ارتباط صحیح برقرار کنید. زیرا معنی و مفهوم رویداد های زندگی را خودتان تایین می کنید. وقتی تمیز و مرتب باشید این هماهنگی شما را جذاب می کند. آن چه مهم است تمیز و مرتب بودن در عین سادگی است. افرادی که به آراستگی خود توجه ندارند از جذابیت و نفوذ خود بر دیگران می کاهند.بیشتر افراد برای آن که جذاب باشند شلوغ می کنند و مدام حرف می زنند و این بزرگترین اشتباه برای جذاب بودن است. دوستی حرف زیبایی می زد و می گفت:نگفتن صلاح است, کم گفتن طلا است , پر گفتن بلا است
سکوت تاثیر روانی فوق العاده ای دارد و شما را با شخصیت تر و عاقل تر و قابل اعتماد تر معرفی می کند که برای ایجاد صمیمیت و تداوم آن زمینه مساعدی است.ولی سکوت نباید ناشی از خجالت و عدم اعتماد به نفس باشد. در این صورت از جذابیت می کاهد. وقتی نرم و با لطافت و متانت صحبت کنید نخستین گام برای جذاب بودن را برداشته اید. داد و فریاد راه نیندازید. ادم های عصبی و خشن برای صمیمیت, نا مناسب هستند و هرگز جذاب نخواهد بود. مودب باشید, افراد بی ادب که ظاهری آراسته دارند هرگز مورد علاقه دیگران نخواهند بود.اگر صبح ناراحت و کسل از خواب بیدار شده اید به جای آرامی بروید و به آهستگی با خود تکرار کنید: من خوشحالم, می می خواهم شاد و جذاب باشم. در ادامه بگویید : امروز سلامتی , موفقیت شادی زیبایی جذابیت و صمیمیت به من تعلق دارد و آن گاه در طلب این خواسته ها گام بردارید.همیشه تبسم کنید ولی شوخی زیادی از جذابیت می کاهد. در تبسم , سنگینی و متانت است و جذابیت ولی در خنده و شوخی بی مورد سبکی و کاهش جذابیت.
قاطع باشید و هدفهای تان را مشخص کنید افراد مصمم و پر تلاش, چون همیشه دارای برنامه ریزی منظمی هستند, دارای جذابیت زیادی می باشند.آن ها با اعتماد به نفس به اینجاد روابط صمیمانه خود ادامه می دهند.هدیه دادن فوران و انفجار صمیمیت است. به ویژه اگر طرف مقابل انتظار این هدیه را نداشته باشد و هرگز اهمیتی ندارد که هدیه چه نوع یا جنسی باشد. مهم اهمیت دادن به طرف مقابل است.مواظب صحبت ها و افکارتان باشید زیرا ذهن نیمه هوشیارتان هر اعتقادی را که به زبان بیاورید, در خود حفظ می کند و آن را می پذیرد با صحبت های شیرین و دلچسب روحیه خود را تقویت و شاد کنید و از واژه های نمی توانم و نمی شود و ..... هرگز استفاده نکنید و به این فکر باشید که می خواهید روز خوبی را در کنار خانواده و دوستان با شادی بگذرانید.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/09ساعت   توسط ساویر  | 

آدم باحال به این میگن

سلام دوستان یکی از دوستانم از من درخواست کرد این عکس رو تو وبلاگم بزارم.شما هم میتونید از این کار ها بکنید. اسم این دختر مانلیاست

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/12/07ساعت   توسط ساویر  | 

دفترچه خاطرات من مرده ام(قسمت4)

سلام دوستان امروز باز هم دفترچه خاطرات من مرده ام را میزارم.

دفترچه خاطرات،من مرده ام (قسمت چهارم)

نوشته : آر. ال. استاین
مترجم: غلامحسین اعرابي


به دفترچه غبار گرفته خيره شدم. پشت و روي آن را نگاه كردم چه تصادف عجيبي دستي روي جلد چرمي سياه آن كشيدم . سپس آنرا باز كردم و صفحاتش را به سرعت ورق زدم.

همه صفحات آن كاملا سفيد و خالي بود . با خود گفتم: براي نوشتم دفتر خاطراتم براي ارائه به دوشيزه گلد از اين دفتر استفاده مي كنم.همين امشب بعد از شام اولين مطلبم را خواهم نوشت. با جوهر مي نويسم چون دوشيزه گلد خيلي خوشش خواهد آمد.

دفتر خاطرات را روي ميز گذاشتم و در ذهنم شروع به مرور چيزهايي كردم كه در آن خواهم نوشت. تصميم گرفتم ابتدا دوستانم را توصيف خواهم كرد. دوشيزه گلد گفت كه من بايد جزييات و توصيفات بيشتري ارائه دهم. به دفتر چه كهنه خيره شدم و در ذهنم به برنامه ريزي چيزهايي كه مي خواستم بنويسم پرداختم. با خودم شروع خواهم كرد. ولي خودم را چگونه بايد توصيف كنم؟

خب ...من بلند قد و تا حدودي تركه اي هستم. موي قهوه اي سيه سيخي دارم كه از ان متنفرم چون هيچ وقت نمي خوابد. ماردم مي گويد كه من هميشه وول مي خورم و بي قرارم. من هيچ وقت نمي توانم يك جا آرام بنشينم . پدرم مي گويد كه من تند حرف مي زنم و زيادي حرف مي زنم.

ديگر چه؟ هوم...من تقريبا با هوشم. من دوست دارم اوقاتم را با دوستانم بگذرانم و آنها را به خنده وادارم. گيتار را تقريبا خوب مي نوازم. دوست دارم پول زيادي در آورم و واقعا ثروتمند باشم چون هميشه آس و پاسم و از اين وضع متنفرم.
درباره خودم بس است. اما درباره چيپ؟ چيپ را چگونه بايد توصيف كنم؟
خب...او كوتاه است وكمي خپله موي بسيار كوتاه قهوه اي و صورت گرد كودكانه اي دارد. با وجودي كه او هم مثل من دوازده ساله است اما چهره شش ساله ها را دارد
چيپ هميشه لباس هاي گشاد مي پوشد دوست دارد به همه ور برود و وانمود مي كند كه با آنها مي جنگد، هميشه خوش خلق است و اماده خنديدن. گيتار را واقعا وحشتناك مي نوازد اما خودش فكر مي كند كه جيمي هنريكس است
اما شاون از زمين تا اسمان با چيپ فرق دارد. او خيلي خشك و جدي است. زياده از حد نگران است. نه اينكه بگويم غصه دار يا اخمو است، اما هميشه نگران يك چيزي است

شاون چشمان قهوه اي ، موي طلايي يا شايد بگويم زرد به رنگ هويج دارد و صورتش پر از كك مك است در درس هايمان نمرات او از چيپ و من بهتر است چون خيلي بيشتر از ما درس مي خواند.

ديگر چه كسي را بايد توصيف كنم؟ لازم است تسا را هم توصيف كنم؟ بله فكر مي كنم بهتر است ، چون به هر حال او هم هراز گاهي در دفتر خاطرات پيداش خواهد شد

من فكر مي كنم تسا تا حدودي بامزه است ولي خيلي از خود متشكر است ولي چه اهميتي دارد؟

او موي صاف بور، چشمان سبز، بيني رو به بلا مثل دماغ بچه جن و دهاني كوچك به شكل يك قلب قرمز دارد روي هم رفته دختري باكلاس و زيباست
بله همين كافي است . تسا مي خواهد هميشه عالي و كامل به نظر برسد و فقط با دخترهايي بر مي خورد كه درست مثل خودش هستند
يك بار ديگر دفترچه خالي خاطرات را ورق زدم با خود فكر كردم كه توصيف كننده خيلي خوبي هستم. بي صبرانه منتظر بودم تا اين چيزا را يادداشت كنم.
و ديگر بايد درباره چه چيزي بنويسم؟ ابتدا خواهم نوشت كه چگونه پدر و مادرم ميز جديد را برايم خريدند و اين كه من درست در زماني كه به يك دفتر خاطرات احتياج داشتم يك دفتر خاطرات خالي در پايين ترين طبقه ميز پيدا كردم جالب نيست؟
به پشتي صندلي خود تكيه دادم و در حالي كه از خودم خيلي راضي بودم صندلي را چند بار به عقب و جلو هل دادم . سپس بلند شدم و صندلي را كوتاه كردم تا ببينم كه كار مي كنمد يا نه صداي پدر را شنيدم كه وارد خانه شد . سپس صداي مادرم شنيده شد كه مرا براي شام به پايين فرا مي خواند . دفترچه خاطرات را در كشوي بالا قرار دادم و به اتاق غذا خوري شتافتم.

پدرم پرسيد: ميز جديدت چطوره؟

گفتم: عاليه...متشكرم پدر در حالي كه ظرف اسپاگتي را به دستم مي داد گفت: امروز بعد از ظهر تمرين موزيك داشتيد؟

جواب دادم: اره ظاهرا داشتم. ولي دوبار فيوز پريد ما براي تمرين به يه جاي بهتر احتياج داريم

مامان خنديد و گفت: گروه شما به خيلي چيزهاي ديگه احتياج داره
مثلا يه خواننده. هيچكدام از شما سه تا آواز بلند نيستيد. يه نفر كه بلد باشه گيتار بزنه چطوره؟

چرخشي به چشمانم دادم و گفتم: مامان. از اين همه دلداري ممنونم
پدر نيز خنديد. راستي اسم گروهتون چيه؟ سين و باز هم سين؟
گفتم: ها ، ها

پدر اصلا بامزه نيست. او در بي نمكي دست شاون را از پشت بسته است كه البته اصلا با نمك نيست

گفتم: ده دلار شرط مي بندم كه ما اون قدر خوب بشيم كه در مسابقه هنري مدرسه راهنمايي برنده بشيم

مامان با عصبانيت گفت: الكس اين قدر سرط نبند.
آنها شروع به صحبت با يكديگر كردند و من فكر خود را به اسپاگتي و كوفته هاي بوقلمون متمركز كردم. ما قبلا كوفته هاي واقعي مي خورديم ولي مادر يكي از طرفداران پروپاقرص غذاهاي رژيمي شد و حالا تنها گوشتي كه مصرف مي كنيم گوشت بوقلمون است

بعد از شام عملا به طرف بالاي پله ها پرواز كردم تا هر چه زودتر نوشتم خاطراتم را شروع كنم يك روان نويس سياه پيدا كردم و روي صندلي جديدم نشستم و دفتر خاطرات را از كشو بيرون آوردم.

تصميم گرفتم كه با يك مقدمه پيرامون چگونگي پيدا كردم دفتر چه خاطرات شروع كنم و سپس به توصيف خودم و دوستانم بپردازم.

دفتر خاطرات را باز كردم و صفحه اول ان را آوردم و ناگهان فرياد خفيفي از حيرت از سينه ام خارج شد

در بالاي صفحه تاريخي نوشته شده بود: سه شنبه 16 ژانويه چي؟ به دقت به آن نگاه كردم. امروز دوشنبه 15 ژانويه بود با صداي بلند گفتم: واقعا عجيبه
خاطراتي مربوط به فردا؟

چشمانم روي كلمات نشوته شده با حروف دستي دويد. قادر به تمركز نبودم . بيش از حد شگفت زده و گيج شده بودم.

و سپس وقتي كشف غير ممكن ديگري را كردم فرياد ديگري از حيرت از گلويم خارج شد.

مطالب به خط خود من نوشته شده بود خاطراتي مربود به فردا و آن هم به خط من؟ چنين چيزي چگونه مي توانست واقع شده باشد؟

دست هايم مي لرزيد . لذا دفترچه باز را روي ميز گذاشتم. سپس روي ان دولا شدم و با ولع شروع به خواندن كردم.

ادامه دارد....ادامه اي حيجان انگيز

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/12/07ساعت   توسط ساویر  | 

جد من

سلام دوستان امروز میخوام از جدم بگم.جد بزرگ من...

حدس میزنید اون کیه؟

اسکندر؟بچه ی باباش؟چنگیز مغول؟کورش کبیر؟

نه فقط چنگیز مغول.میدونم تعجب کردید ولی من دورگه ام.یعنی جدم هم کورش بوده و هم چنگیز مغول!!

این دو کاملا متضاد هم هستند ولی چه میشه کرد ما اینیم دیگهفقط همینو میخواستم بگم خداحافظ تا بعد.راستی یک میلیونو شونصد بار گفتم اگه تم موبایل خواستید یا قالب وبلاگ عکسشو بدید براتون میزارم.تا بعد بای

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/12/07ساعت   توسط ساویر  | 

شعبده بازی

سلام دوستان.اومدم چند تا شعبده بزارم که فکر کنم از روی لینک ها مشخص باشه چیکار میکنه.حتما ببینید.حتما ببینید.خیلی قشنگه

خیابونو بلند نکن!!!!!

ظاهر شدن کارت رو سینه ی مشتری!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/06ساعت   توسط ساویر  | 

مژده

می خواستم امروز یک مژده بهتون بدم.تمامی قالب وبلاگ و تم های موبایلتان ساخته میشود.فقط اگر قالب میخواهید عکس مورد نظر را آپلود کرده و برای ما ارسال کنید.راستی ایمیل فراموش نشه.اگر تم میخواهید باید به من ۲ عکس بدید آپلود هم نکردید اشکال نداره.یکیش ماله والپیپره یکی هم ماله منو هست نوع گوشیتونم مشخص کنید.مانند نوکیا N۹۵
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/05ساعت   توسط ساویر  | 

دانستنی هایی که شما نمیدانید!!!!!!!!!!!!!!

سلام.من باز هم اومدم با یک مطلب داغ.ما خیلی چیزها را نمیدانیم.پس بهتر است بدانیم.من در این مطلب ۳۰ تا دانستنی میذارم که هیچ کس نمیدونه پس بخونیدش چون خیلی باحاله.

آيا ميدونيد مزه غذاها بيشتر مربوط ميشه به بيني نه زبان
زبان فقط طعم هاي شوري شيريني ترشي و تندي رو متوجه ميشه اما مزه مثلا سيب رو تشخيص نميده و اون که ما به عنوان مزه سيب مي شناسيم بو هست نه طعم. براي اثبات اين هم ميتونيد چشمان دوستتون رو ببنديد و يک قطعه سيب جلوي بيني اون بگذاريد بعد یه تيکه سيب زميني بهش بديد و بعد بپرسيد که چي بود که خوردي به احتمال 99 درصد جواب ميده سيب. براي همينه که وقتي آدم سرما ميخوره طعم اکثر غذاها رو متوجه نميشه


• انسان سالانه بيش از ۱۰ ميليون مرتبه پلک مي زند!
• خورشيد ۳۳۰۳۳۰ مرتبه بزرگتر از زمينه!
• يک گالن روغن سوخته، مي‌تواند تقريبا يک ميليون گالن آب تميز را آلوده کند!
• ناخن‌هاي انگشتان دست، تقريبا چهار برابر ناخن‌هاي پا رشد مي‌کنند!
• حرف E بيشتر از تمام حروف انگليسي، در كلمات بكار مي‌رود در حاليكه حرف Q كمترين كاربرد را دارد!
• خوردن يك عدد سيب اول صبح، بيشتر از يك فنجان قهوه باعث دور شدن خواب آلودگي مي‌شود!
• دلفين‌ها هم مانند گرگ‌ها هنگام خواب يك چشمشان را باز مي‌گذارند!
• قديمي‌ترين آدامسي كه جويده شده، متعلق به ۹۰۰۰ سال پيش بوده است!
• اسكيمو‌ها هم از يخچال استفاده مي‌كنند، منتها براي محافظت غذا در مقابل يخ زدن!

 

• سرعت آب دهاني كه هنگام عطسه از دهان شما خارج ميشود، حدود ۱۲۰ كيلومتر بر ساعت است!

مطلب توضیحی اينه که وقتي عطسه مي کنيد براي چند لحظه قلب شما از حرکت مي ایسته و براي همينه که بعد عطسه بهتون عافيت باشه
البته سعي کنيد عطستون رو نگه نداريد چون در اين صورت به(نميدونم چقدر) از رگهاي سر شما امکان پاره شدنش وجود داره
غير ممکن است که بتواني با چشمان باز، عطسه کني!
• ۸ دقيقه و ۱۷ ثانيه طول مي‌كشد تا نور خورشيد به زمين برسد!
• جويدن آدامس هنگام خوردن پياز، مانع از اشك‌ريزي شما مي‌شود!
• در تايوان بشقاب‌هاي گندمي درست مي‌شود و افراد بعد از خوردن غذا، بشقابشان را هم مي‌خورند!
• يك‌چهارم استخوان‌هاي بدن، در پاي او قرار دارد!
• اثر لب و زبان هر كس، مانند اثر انگشت او منحصربه‌فرد است!
• 56% افرادي كه دست چپ هستند، تايپيستند.

 

• اگر مي‌خواهي از آرواره يک تمساح جان سالم به در ببري، انگشت‌هايت را در چشمانش فرو کن. فوراً به ‌شما اجازه مي‌دهد كه فرار كني!
• وقتي شخصي در سريلانکا سرش را از طرفي به طرف ديگر تكان مي‌دهد، يعني «باشه»!
• يکي از شگفتي‌هاي رياضي اين است‌ که وقتي عدد 111111111 را در خودش ضرب كني، جواب خواهد شد: 12345678987654321
• «Dreamt» تنها كلمه‌ايست که در زبان انگليسي با mt تمام مي‌شود!!
• «يويو» اولين بار به عنوان يک سلاح در فيليپين استفاده مي‌شد!
• در واشنگتن‌ بيشتر از مردمانش، تلفن وجود دارد.
• اسم تمام قاره‌ها با همان حرفي كه آغاز شده است پايان ميابد
• شما نميتوانيد با حبس نفستان ، خودكشي كنيد
• محال است كه آرنجتان را بليسيد
• خوكها به لحاظ فيزيك بدني ، قادر به ديدن آسمان نيستند
• تنها غذايي كه فاسد نميشود عسل است
• قلب انسان فشاري كافي ايجاد ميكند تا به فاصله 30 فوتي (تقريباً 8 متر) خون را به خارج از بدن پمپاژ كند
• استفاده از هدفون در هر ساعت ، باكتريهاي موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزايش ميدهد.

امیدوارم همیشه عالم باشید برای حمایت از من با من تبادل لینک کنید

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/05ساعت   توسط ساویر  | 

پدر 13 ساله

دادگاهي در بريتانيا هرگونه خبررساني بعدي در رابطه با پسر 13 ساله‌اي كه در اين كشور پدر شده بود را ممنوع كرد. اين دادگاه اعلام كرد‌: اين پسر 13 ساله به همراه دختر 15 ساله‌اي كه مادر بچه است، بعد از يك هفته هجوم رسانه‌ها بايد فرصت يابند تا به زندگي عادي خود بازگردند. ماجراي پدر شدن اين بچه 13 ساله جمعه گذشته و ابتدا در روزنامه سان منتشر شد. قرار است هفته آينده آزمايشات DNA براي تعيين نسب دقيق نوزاد انجام شود اما امكان خبررساني درباره آن وجود ندارد. به نوشته روزنامه ايندیپندنت، قاضي براساس ماده 8 كنوانسيون اروپايي حقوق بشر در رابطه با حقوق كودكان با توجه به اين‌كه هر دو طرفين اين ماجرا بچه بوده و در هنگام ارتكاب اين عمل پسر تنها 12 سال سن داشته است و همچنين ماده 10 در رابطه با آزادي بيان مطبوعات، از خبرنگاران خواست كه اين افراد را راحت بگذارند.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/04ساعت   توسط ساویر  | 

مصاحبه با خودم

سلام دوستان عزیز امروز میخوام با خودم یک مصاحبه داشته باشم.

خبرنگار:سلام جناب آقای ساویر.برای شروع میخواستم اسم اصلی شما را بدانم.

من:سلام آقای خبر نگار اسم اصلی من هونام است و ازش متنفر هستم.کاش اسم دیگه ای داشتم.

خبرنگار:چرا؟؟؟؟؟؟؟؟

من:برای اینکه دخترونه اس.

خبرنگار:درک میکنم.بیشتر از همه کدام شخصیت تاریخی را دوست دارید؟

من:کاکان تموچین(چنگیزخان).البته فراموش نشه من از طرف مادر مغول هستم.

خبرنگار:چه غذایی را دوست دارید؟

من:گوشت نیم پز شده بدون نمک و پیاز طبخ داده بر روی آتش.کره اسب بریان شده.

خبرنگار:این غذاها را خورده اید؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من:غذای اول را خورده ام.

خبرنگار:چه ورزش هایی دوست دارید.

من:دوست داشتم شمشیر زن ماهری بودم تا تمام کسانی که به کاکان تموچین توهین میکنند را گردن زنم.

خبرنگار:موسیقی؟

من:ترجیح میدم به جای موسیقی اتانول بخورم یا قلیون بکشم.

خبرنگار:داشت فراموش میشد چند سال دارید؟

من:۱۴.البته تعجب نکنید.من جلو بابامم قلیون میکشم.اتانولم جلو مامانم با دایی ام میخورم.راستی داشتید فراموش میکردید یکی از علایق من به دزدی است.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/03ساعت   توسط ساویر  | 

عجایب100گانه!!!!

سلام دوستان خوبم امروز میخوام یک بخش دیگه باز کنم به اسم عجایب!!!تا حالا کودکی ۱۳ساله دیده اید که پدر باشد؟.تا حالا کوچکترین اسب جهان را دیده اید؟ تا حالا دیده اید که نوزادی ۱۸ ماهه به عقد و ازدواج رسمی یک سگ در آید؟

روزنامه ی سان مدعی شد این پسر انگلیسی میتواند پدر این نوزاد دختر باشد!!!

منم ۱۴ سالمه چرا من نمیرم انگلیس؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

«تامبلينا» كوچكترين اسبي است كه جهان تا به حال به خود ديده است.او هر روز یک فنجان پر یونجه میخورد.این اسب بدبخت فقط میتواند ۱۷ سال زندگی کند در حالیکه یک ۱اسب بالغ میتواند ۳۵سال زندگی کند.

فارس: يك كودك 18 ماهه به دنبال ديده شدن يك دندان اضافي در دهان وي به عقد يك سگ درآمد.(حمله ی ببر بوده)

این سگه است------------------------>

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/02ساعت   توسط ساویر  | 

تست روحی و روانی

سلام این هم یک تست دیگه.هرکس باید به سلامت روحی خود اهمیت بدهد چطور است با یک تست سلامت روحی شما را دریابیم؟خوب شروع میکنیم.یادتان باشد که بر روی امتیاز ها جلو بروید.

 

 

 

سوال:

1)هنگامی که غمگین و ناراحت هستید, آیا می توانید علت ناراحتی خود را پیدا کنید؟

همیشه (4 امتیاز) بیشتر اوقات (3 امتیاز) برخی مواقع (2 امتیاز) به ندرت ( 1 امتیاز)

 

2) هر چند وقت یک بار شما چیزهایی را خریداری می کنید, ولی واقعا نمی توانید از پس هزینه های آن ها

 برآیید؟

همیشه(1امتیاز) بیشتر اوقات(2 امتیاز) به ندرت (3 امتیاز) هرگز ( 4 امتیاز)

 

3) آیا شده که حرفی بزنید و بعد از گفتن آن پشیمان شده باشید؟

اغلب (1 امتیاز) گاهی (2 امتیاز) خیلی کم (4 امتیاز) هیچ وقت ( 3 امتیاز)

 

4) وقتی کسی شما را عصبانی کند, در این صورت شما:

با عصبانیت در مقابل او

می ایستید (2 امتیاز)

به هیچ کس هیچ حرفی

 نمی زنید (1 امتیاز)

همه جا از آن شخص گله و

 شکایت می کنید (3 امتیاز)

به صورت آرام مساله را

 مطرح نمایید ( 4 امتیاز)

 

5) معمولا چند مدت طول می کش که به خواب بروید؟

معمولا تا به رختخواب می

 روید می خوابید (3 امتیاز)

20 دقیقه طول می کشد

که بخوابی (4 امتیاز)

خواب راحتی ندارید و سر

 جایتان می غلتید(1 امتیاز)

یک ساعت یا بیشتر

( 2 امتیاز)

 

6) معمولا در چه شرایطی به خود این اجازه را می دهید که گریه کنید؟

وقتی ناراحتم و فقط

 دوستان نزدیک یا خانواده ام

 حضور دارند (3 امتیاز)

هر زمان که احساس کنم

 نیاز به گریه دارم

 (4 امتیاز)

هر کاری می کنم تا گریه

 نکنم (1امتیاز)

وقتی که تنها هستم

( 2 امتیاز)

 

7) آیا احساس می کنید که دوستان خوبی دارید؟

جمع صمیمی از دوستان و

 اعضای خانواده دارم

(4 امتیاز)

افراد کمی در زندگی ام هستند

 (3 امتیاز)

به سختی می توانم با

 دیگران ارتباط بر قرار کنم

(2 امتیاز)

تنها متکی به خودم هستم

 و نیاز به کسی ندارم

( 1 امتیاز)

 

8) تا چه حد به توانایی ها و استعدادهایتان اطمینان دارید؟

خیلی زیاد (4 امتیاز) زیاد (3 امتیاز) کم (2 امتیاز) اصلا ( 1 امتیاز)

 

9) چه چیزی باعث شادی و رضایت بیشتر در شما می شود یا به عبارتی باعث ایجاد انگیزه بیشتر در کارهایتان

 است؟

تحسین و تشویق دیگران

(3 امتیاز)

حس درونی خود (4 امتیاز)

ترس از شکست (2 امتیاز)

زنده ماندن و حفظ حیات

( 1 امتیاز)

 

10) از نظر من شادی و خوشبختی هر کس عمدتا بر پایه:

راه و روشی است که هر

 شخص در زندگی پیش می

 گیرد (4 امتیاز)

اقتصاد جامعه (3 امتیاز)

اصولی است که هر کسی

 از هما کودکی با آن تربیت

 شده (2 امتیاز)

شانس و اقبال فرد است

( 1 امتیاز)

خوب هرچه شماره و امتیاز های شما بیشتر شود شما از لحاظ روحی و عاطفی بهترید

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/01ساعت   توسط ساویر  | 

مژده

پدر بزرگ من یه سری بدبختی داشت از من خواست در وبلاگ نمایش دهم.میخواد همه بشناسنش.جالبه نه؟شما هم میتونین فقط با یه نظر خصوصیش شرح حال رو بدین منم نمایش میدم.

یادش بخیر.یادش بخیر

در آپادانا بعد از ۵۰ سال زندگی.

سر از نیشابور در آوردم.زن کردم.بچه دار شدم.

۴ بچه ام را گذاشت و رفت این زن بی رحم.

چقدر بی رحم است زینت پاکیزه کار.چقدر

در کوچه پس کوچه های نیشابور بچه ام را میگردانم.گاه داد میکشم.

حاضر به گذاشتن سمعک نیستم.چون زندگی را دیگر نمیخواهم.

جدا شدن من از زنم با چندین نوه واقعا بی رحمانه است.

زنم رفت کانادا.در اون ور دنیا.چه بی رحم چه بی رحم.

به فریادهایم گوش نداد.گفتم بمان اشتباه است.گوش نداد.گوش نداد.گوش نداد.

من هوس باز بودم.رفتم زن گرفتم.

گفتن بچه دار نمیشه.اجاقش کوره.ولی بچه دار شد.چه بی رحم است زینت پاکیزه کار

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/30ساعت   توسط ساویر  | 

تست آی کیو

سلام دوستان من.میخوام یه مطلب داغ بگذارم که باعث میشه همتون حال بیاید.این یک تست هوش هست شما باید در عرض ۵ ثانیه به سوال ها جواب دهید.بعد همبر اساس جواب های نادرست هوش خود را محک بزنید:

1=بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟

 

2=اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟

 

3=من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟

 

4=عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می اید؟
5=مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟

 

6=اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟

 

7=فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟

 

8=اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟

 

9=حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟

 

10=اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟

جواب ها و سطح هوش در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/11/29ساعت   توسط ساویر  | 

راه های روانشناسی برای پولدار شدن

سلام دوستان خوبم من میخوام امروز یک مطلب جالب بذارم.منبع این مطلب روزنامه ی آسیاست که با قیمت ۱۰۰ تومان میلیاردر شد.البته تبلیغ هایش هم ارزان بود.خلاصه مطالب بسیار جالب و مفید دارد.تصمیم گرفتم این مطالب را به زبان ساده بنویسم.

رویا های بزرگ در سربپرورانید(مارکوس اورلویس)

حس هدفمندی را در خود پرورش دهید(توماس کارلایل)

خود را دارای شغل آزاد بدانید(ویلیام هنلی)

کاری را که واقعا دوست دارید انجام دهید(برایان تریسی)

سعی کنید در کار خود همیشه برتر باشید(وینس لومبرادی)

خود را وقف یادگیری مادام العمر کنید(دنیس ویتلی)

سعی کنید حتی اگر پول کمی هم حقوق گرفتید مقدار کمی هم پس انداز کنید(کلمنت استون)

همه جزییات مربوط به کارتان را یاد بگیرید(دان کندی)

با خود و دیگران صادق باشید(کلود بریستول)

بالا ترین اولویت هایتان را تعیین کنید و با تمام قوا روی آن تمرکز کنید(برایان تریسی)

سریع العمل و قابل اعتماد باشید(دین بریگز)

برای جهش از قله ای به قله ی دیگر  آماده باشید(وینس لمباردی)

خلاقیت و استعداد ذاتی خود را شکوفا کنید(آلبرت انیشتین)

با افراد درست در ارتباط باشید(چارلز جونز)

برنده شدن یک چیز گاه گاهی نیست بلکه همیشگی است(وینس لمباردی)

به بهترین نحو مراقب سلامتی خود باشید(تئودور روزولت)

قاطع و عمل گرا باشید(ویلیام شکسپیر)

هرگز شکست را یک انتخاب ندانید(فرانکین روزولت)

تذکر مهم:اینها همه یک پکیج هستند و باید همه را اجرا کنید تا به موفقیت برسید.موفق باشید

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/28ساعت   توسط ساویر  | 

آدمای مذهبی چگونه اند؟

یک آدم بسیار مذهبی در این تاریخ به من یک نظر جالب داد.خیلی خندم گرفت ولی من به کسی دست رد نمیزنم و حتما به وبلاگش میرم وقتی رفتم به وبلاگش چفیه رو که دیدم عرقم در اومد فهمیدم طرف خیلی ...است.نظری که به من داد این بود:

به نام حضرت دوست که هر چه دارم از اوست .:.
----------------------------------------------------
اللهم عجل لولیک الفرج
( "مهدی" امید قلب زار شیعیان است )
( او خواهد آمد ؛ این حقیقت ؛ بس عیان است )
-----------------------------------------------------
سلام و عرض ادب به محضر شریف شما
اربعین سید و سالار شهیدان بر شما تسلیت و تعزیت باد .
بکوشیم همواره فقط در راه ترویج " اندیشه های ناب" گام برداریم .
-----------------------------------------------------
چند نکته قابل تأمل :
زنگ تفریح دنیا ؛ گذرا می باشد . زنگ بعد ؛ حساب داریم !!
قاضی روز جزا ؛ خود ؛ شاهد اعمال ماست .
با هر نفس ؛ یک گام به لحظه مرگ نزدیکتر می شویم !!
امروز اولین روز از باقیمانده عمر ماست ...
-----------------------------------------------------------------
نکته ای دیگر :
( فاطمیه وعاشورا محصول به فراموشی سپردن " غدیر خم " می باشند . )
اگر "غدیر خم" به فراموشی سپرده نمی شد .........
----------------------------------------------------------

.:.:.:. بر این نکته ؛ بیشتر تأ مل کنیم .:.:.:.

1173 سال است که ( 313 مرد ) را " او" به انتظار نشسته است .
براستی ؛ " مرد شدن " این همه زمان می طلبد ؟! ...... " وای بر ما "
یا مهدی ؛ خجلم از " تو " .......

-----------------------------------------------------------------------
در فرهنگسرای مجازی ام همواره منتظر یک مهمان تازه و عزیز هستم .
http://hanzalehan.blogfa.com/page/modir.aspx
یاعلی ... و همواره با علی
بدرود تا درودی دیگر
--------------------------------------------

وقتی نظرو خوندم.نیم ساعت داشتم عرقامو از پیشونیم پاک میکردم.خلاصه تو قسمت نظرا کلی فحش بارش کردم چون حالم از این آدما بهم میخوره.دیوانه اومد به من گفت شما ها هستید که وب رو گند میکشید.منم جوابشو دادم ولی اومد ۷ بار نظری که دادمو تکرار کرد.این جواب من:

شما ها هستید که این اینترنت رو به گند کشیدی بچه یه کم خاکی باش چرا میترسی تو وبلاگت نمایش بدی؟

با تمام احترامات ولی دارم منفجر میشم و میگم:...م تو دهن آدمای مذهبی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/27ساعت   توسط ساویر  |